مهدى محقق

45

مجموعه متون و مقالات در تاريخ و اخلاق پزشكى در اسلام و ايران ( فارسى )

الجسا 125 / 8 « 32 » دشوار باز شدن پلكهاست هنگام بيدار شدن . الجساوة 129 / 3 هرگاه در كبد ورمى پيدا شود و خود حل نگردد و به انعقاد و سختى انجامد ، آن سختى را جساوه گويند . الجسم 75 / 2 جسم آن چيزى است كه داراى طول و عرض و عمق است . الجلد 112 / 10 پوست جامهء خارجى اعضاست كه ظاهر آن را « بشره » و باطن آن را « اذمه » گويند . الجمجمه 114 / 7 جمجمه عبارت است از استخوان سر و آن را به جهت شباهت ، قحف ( كاسه ) گويند . الجنس 74 / 3 جنس لفظى است كه دلالت بر معنى ذاتى كه شامل انواع بسيارى است مىكند ؛ مانند حيوان كه اعم از انسان و اسب و گاو است . جنس العلم 78 / 11 جنس علمى كه كتاب دربردارندهء آن علم است بايد در آغاز كتاب ياد شود و فايدهء آن اين است كه دانشجو با شناخت جنس علم مىداند كه كدام كتاب را بايد مقدم و كدام كتاب را مؤخر بدارد ، و ترتيب واجب و تدريج لازم را در فراگرفتن علوم رعايت كند . الجوع البقرى 127 / 4 « 33 » جوع بقرى ( گرسنگى گاوى ) ، گرسنگى شديدى است كه عارض انسان مىشود و قوّت و اشتها را از بين مىبرد . الجوهر 75 / 1 جوهر آن چيزى است كه به ذات خود قيام دارد . جوهر 77 / 12 موجودى كه قايم به نفس باشد و محتاج به محلى نباشد كه وجود آن موجود بستگى به حلول در

--> ( 32 ) . جسا آن است كه بازكردن چشم پس از خواب دشوار شود و چنان گردد كه گويى خاك يا ريگ در چشم ريخته‌اند . الشمسية المنصورية ، ص 33 . جسا خشكيى است كه عارض چشم مىگردد و حركت آن را دشوار مىسازد . حاوى ، ج 2 ، ص 123 . ( 33 ) . و جوع البقرى نيز مانندهء اين ( شهوة الكلبية ، اشتهاى سگى ) بود كه از يك روى بخورد وز ديگر روى شكم فرود آيد ، چنان‌كه گاو را بود كه از يك روى بخورد وز ديگر روى سرگين فكند . هدايه ، 370 .